زفت خویی

مترادف‌ها

بدخلق، بدطبع، کله‌شق

متضادها

خوش‌خویی، خوش‌رفتاری، مهربان

لغت نامه دهخدا

زفت خویی. [ زُ ] ( حامص مرکب ) فظاظت. درشتی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

فظاظت درشتی

جمله سازی با زفت خویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ط‌فل خویی ‌گر زند لاف‌کمال آهسته باش می‌کند چون اشک آخر خودنماییها ترش

💡 با دور بودن رهبران قشقایی، سیاست خلع سلاح آنان می‌توانست با درنده خویی شروع شود.

💡 خویی در بخشی از مقدمه کتاب هدف و انگیزه خود را از نگارش این کتاب چنین بیان می‌کند:

💡 ز بد خویی بما جنگ و باغیار آشتی دارد چه دارد؟ یارب! این بیگانه خوی جنگجو با ما؟

💡 خلق و خویی در جهان بهتر ندیدم از گذشت کز پس هر انتقامی انتقامی دیگر است

💡 او همیشه با آن اخلاق زفت خویی و رفتارهای تند خود، باعث ناراحتی اطرافیان می‌شد و هیچ‌کس تمایلی به هم‌نشینی طولانی با او نداشت.

💡 مدیریت یک تیم بزرگ با فردی زفت خویی که به جای حل مشکلات، مدام به دنبال مقصر پیدا کردن است، بسیار دشوار و طاقت‌فرساست.

💡 اگر بخواهی در جامعه مورد احترام باشی، نباید مانند آن شخص زفت خویی، با کوچک‌ترین اشتباه دیگران، برخوردهای تند و بی‌ادبانه‌ای از خود نشان دهی.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران