زجاجه ٔ ساعت

لغت نامه دهخدا

زجاجه ساعت. [ زُج ْ جا ج َ / ج ِ ی ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) در اصطلاح طبیعی دانان، قطعه ای است گرد برای سنجیدن برخی از مواد شیمیایی. ( از المعجم الوسیط ).

فرهنگ فارسی

قطعه ایست گرد برای سنجیدن برخی از مواد شیمیایی

جمله سازی با زجاجه ٔ ساعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این چو مصباح روشن اندر ذات وان دو همچو زجاجه و مشکات

💡 نوری که در زجاجه و مشکات تافته‌ست بر ما بزن که ما ز شعاعش منوریم

💡 و نيز قلب مستعد و آماده اى مى خواهد كه همچون زجاجه برنامه آن را تنظيم نمايد.

💡 سینه مشکوة و دل زجاجه اوست نور عشق رخت در او مصباح

💡 ز سنگ بادیه روشن شود زجاجه ی دل چو یار عرض تجلی به کوه طور دهد

💡 ((مشكاة، نور علم در سينه پيامبر است و زجاجه سينه على است و نورٌ على نورٍ

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز