لغت نامه دهخدا
زالخان خشتی. [ ن ِ خ ِ ] ( اِخ ) از خانها و امرای فارس در اواخر عهد زندیه است. رجوع به ذیل زین العابدین کوهمره ای بر مجمل التواریخ ص 286 چ مدرس رضوی شود.
زالخان خشتی. [ ن ِ خ ِ ] ( اِخ ) از خانها و امرای فارس در اواخر عهد زندیه است. رجوع به ذیل زین العابدین کوهمره ای بر مجمل التواریخ ص 286 چ مدرس رضوی شود.
💡 از تن چو برفت جان پاک من و تو، خشتی دو نهند بر مَغاکِ من و تو؛
💡 زلزله همه اسرار این شهر را آشکار ساخت و شواهدی در بنای خشتی پیدا شد که نشان میدهد از زمان مادها پیشینه تاریخی دارد.
💡 از طاق فرود آید و در پای خم افتد خشتی که سرانجام کنند از گل مستان
💡 ناگهان انداخت او خشتی در آب بانگ آب آمد به گوشش چون خطاب
💡 این شهر قدمتی بیش از هزار سال دارد و قلعهٔ خشتی باستانی در شمال آن مربوط به دورهٔ ساسانی میباشد.
💡 در این فصل همچنین بخش بسیار کمی از یک معماری خشتی بسیار منظم (شاید ارگ یا معبد) به دست آمد که کاوش آن به سومین فصل سپرده شد.