فرهنگ معین
(خُ ) (ص مر. ) کم سال.
(خُ ) (ص مر. ) کم سال.
( صفت ) آنکه سنش کم است کم سال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منکر شه کور زاد بیخبر و کور باد از شه ما شمس دین در تبریز افتخار
💡 مرا کاش مادر به گیتی نزاد وگر زاد دردم به بادی بداد
💡 چو حال اینست آن به کادمی زاد دمی باشد بروی دوستان شاد
💡 ازیشان زاد چندین گونه فرزند ز گوهرها و از تخم برومند
💡 نیم به همسفران بار از تهیدستی که هست از دل صد پاره زاد راه مرا
💡 به غارت برد عاقبت هر چه داد به باد اجل بر دهد هر چه زاد