لغت نامه دهخدا
ریگ جوب. ( اِخ ) دهی از بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان. 135 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده آنجا غلات و توتون و حبوب و قلمستان و صنایع دستی زنان جاجیم و پلاس بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
ریگ جوب. ( اِخ ) دهی از بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان. 135 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده آنجا غلات و توتون و حبوب و قلمستان و صنایع دستی زنان جاجیم و پلاس بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
ده از بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هین چه تقصیر آمد از بحر و سحاب تا تو یاری خواهی از ریگ و سراب
💡 خورد این خاک که تشنهتر از آن ریگ سیاه است به تمام آب حیات و نکند هیچ غباری
💡 دهستان پشت ریگ، یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان ریگان در استان کرمان ایران است. مرکز این دهستان، روستای علیآباد پشت ریگ است.
💡 زان تیغ به صد زخم تسلی نشود دل کز موج شود تشنگی ریگ زیاده
💡 وایمن نخستین همسر رونالد ریگان بود. آنها در سال ۱۹۴۰ ازدواج کردند و در سال ۱۹۴۸، سالها پیش از ریاست جمهوری ریگان از هم جدا شدند.
💡 حسینآباد شهکل، روستایی در دهستان ریگان بخش مرکزی شهرستان ریگان در استان کرمان ایران است.