لغت نامه دهخدا
روزه گنجشکی. [ زَ / زِ ی ِ گ ُ ج ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روزه ای که تا نیمه روز می گیرند.
روزه گنجشکی. [ زَ / زِ ی ِ گ ُ ج ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روزه ای که تا نیمه روز می گیرند.
روزه ای که تا نیمه روز می گیرند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیرپایش من چو گنجشکی حقیر او چو کرکس از برم بگشوده پر
💡 ز بینایی مدان این فر و فرهنگ که گنجشکی ببیند بیست فرسنگ
💡 ز بینائی مدان این فرّ و فرهنگ که گنجشکی بپّرد بیست فرسنگ
💡 من چو گنجشکی ضعیفم در غمت در هوایت چون پرم ای شاهباز
💡 در آن منزل که بودِ بودِ بود او امین را همچو گنجشکی نمود او
💡 ولیکن او بخود می باز ماندست چو گنجشکی بدست بازمانده است