روحی اباد

لغت نامه دهخدا

( روحی آباد ) روحی آباد. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در 40هزارگزی شمال شرقی کرمان و 6هزارگزی غرب راه مالرو شهداد به کرمان. سکنه آن 5 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

( روحی آباد ) ده کوچکی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان.

جمله سازی با روحی اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمیدرضا روحی از جمله کشته‌شدگان خیزش سراسری بود که در شامگاه ۲۷ آبان در شهر زیبا مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد.

💡 من از تشویش جان با این گران باری سبک نمکین تو از تمکین دل با آن سبک روحی گران لنگر

💡 که را بودی جوان‌مردی که پیغامی بیاوردی چه می‌گویم سبک روحی محال است از گران‌جانان

💡 یونهو پس از بهبودی در یک برنامهٔ تلویزیونی بیان کرد «این حادثه او را از لحاظ روحی تحت تاثیر قرار داده‌است نه جسمی.»

💡 رمیدن هر کجا پیمایدت، جام سبک روحی زمین رطل گران گیرد، چو بر خارا نهی پا را

💡 خانه محمد حسین روحی مربوط به دوره پهلوی اول است و در شهرستان ابرکوه، بخش مرکزی، خیابان شهید بهشتی، محله پای لوح واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۷۷۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز