رواج پذیرفتن

مترادف‌ها

رایج شدن، گسترش یافتن، شایع شدن

متضادها

منسوخ شدن، از مد افتادن

لغت نامه دهخدا

رواج پذیرفتن.[ رَ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) روایی گرفتن. پررونق شدن. گرمی و رونق گرفتن. رجوع به رواج شود:
طعن بوجهل رواجی نپذیرد هرگز
هر کجا فاش بود معجزه پیغمبر.سیف اسفرنگ.

فرهنگ فارسی

روایی گرفتن پر رونق شدن گرمی و رونق گرفتن

جمله سازی با رواج پذیرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اشتین از یک خانواده اشراف‌زادهٔ قدیمی برخاسته بود. او در ناساو متولد شد و در دانشگاه گوتینگن به تحصیل پرداخت. سیاست محافظه‌کاری دولت پروس، باعث شد تا اشتین در پی اصلاحاتی در نظام حکومتی برآید. او در سال ۱۸۰۷ میلادی توسط شاه پروس از دربار برکنار شد؛ زیرا، از پذیرفتن مقام وزارت امور خارجه امتناع ورزیده بود. با این حال، پس از پیمان تیلسیت دوباره روی کار آمد.

💡 استفاده از منابع انرژی‌های تجدیدپذیر در سراسر جهان به شدت در حال رواج پذیرفتن است تا اثرات مخرب تغییرات اقلیمی کاهش یابد.

💡 روش‌های جدید آموزش آنلاین در سال‌های اخیر به سرعت در میان دانش‌آموزان و دانشجویان در سراسر کشور رواج پذیرفته است.

💡 استفاده از تکنولوژی‌های هوش مصنوعی در صنایع مختلف به طور مداوم در حال رواج پذیرفتن است و آینده کار را تغییر می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران