لغت نامه دهخدا
روا شمردن. [ رَ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ] ( مص مرکب ) روا دیدن. روا داشتن. روا دانستن. رجوع به روا و روا دیدن و روا داشتن و روا دانستن شود.
روا شمردن. [ رَ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ] ( مص مرکب ) روا دیدن. روا داشتن. روا دانستن. رجوع به روا و روا دیدن و روا داشتن و روا دانستن شود.
روا دیدن روا داشتن روا دانستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضرت در پاسخ فرمود: ((زناكار و نظير او، اين كار را به جهت غالب شدن غريزهجنسى و شهوات انجام مى دهند، ولى تارك نماز آن را ترك نمى كند مگر به خاطراستخفاف و سبك شمردن نماز.))(33)
💡 فرمود: به جهت پديد آوردن مسايل بى سابقه و بدعت گزارى در دين، و جدا شدنشان ازفرمان من، و حلال شمردن ريختن خون عترت من.
💡 آلستون به نقدهایی که بر معتبر شمردن تجربههای دینی وارد شده، پاسخ داده است. به نظر او،
💡 اولياى گرامى اسلام، به منظور بيان ارزش جوانى و براى تاءمين سعادتنسل جوان، ضمن بيانات خود، يادآورى هايى فرموده و مغتنم شمردن اين فرصت گرانبها را به پيروان خود اكيدا خاطر نشان كرده اند.
💡 بعد از آنكه خداى سبحان از شمردن آنچه از نعمتهايش مى خواست ذكر كرد و از احتجاج بهآنها فارغ گرديد بيان خود را با اين جمله ختم فرمود، كه مضمونش عتاب و ملامت و تهديدكفار، و متضمن ذكر وحدانيت در ربوبيت و نيز نبوت و معاد است،