رنج ازمودن
لغت نامه دهخدا
( رنج آزمودن ) رنج آزمودن. [ رَ زْ / زِ دَ ] ( مص مرکب ) مشقت و تعب دیدن. محنت و زحمت کشیدن. رنج دیدن. رنج بردن. رنج کشیدن. رجوع به سه ترکیب اخیر و رنج آزمای و رنج آزموده شود:
تو نه رنج آزموده ای نه حصار
نه بیابان و باد و گرد و غبار.( گلستان ).
فرهنگ فارسی
( رنج آزمودن ) مشقت و تعب دیدن محنت و زحمت کشیدن
جمله سازی با رنج ازمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آیا بر که گویم: این قصهٔ پریشان؟ یا بر که عرضه دارم این رنج بنهایت؟
💡 به طمع صله اى، شما را ستودم، و جز گناه و رنج، بهره اى نبردم. اگر شما را در حقاديب صله اى نيست، مزد خط و كفاره گناه او را بدهيد.
💡 جز فناگویند رنج زندگی را چاره نیست از چه یارب تشنهٔ این درد بیدرمان شدیم
💡 رنج رنجور ترا گنج محبت ز پی است نه عجب گر دل من عاشق رنجوری تو است
💡 غذاى يك روز برايم بس است، تا رنج گرفتارى نبينم قدر نعمت را نخواهم فهميد.
💡 وی از بیماری مزمن انسدادی ریه رنج میبرد. زندگینامه بیکر در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.