رستگار ساختن

لغت نامه دهخدا

رستگارساختن. [ رَ ت َ / رَ ت َ ] ( مص مرکب ) نجات دادن. خلاص کردن. رهایی دادن. رهایی بخشیدن. آزاد کردن. آزادی بخشیدن. || محفوظ ساختن. || فیروز و غالب و چیره ساختن: بلند سازد درجه او را در میان امامان صالح و رستگار سازد حجت او را در همه عالمها. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 311 ).

فرهنگ فارسی

نجات دادن خلاص کردن رهایی دادن آزادی بخشیدن یا محفوظ ساختن.

جمله سازی با رستگار ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر مردی ز ترک ‌کینه صید رستگاری ‌کن به قید زه نمی‌ماند کمان چون بی‌خدنگ افتد

💡 و در تفسير قمى در ذيل آيه (ان للمتقين مفازا) آمده كه متقيان در آن روز رستگار مىشوند،

💡 (اى واى ! مثل اينكه كافران هرگز رستگار نمى شوند) (و يكانه لا يفلح الكافرون ).

💡 گو به زلفی بند و زنجیر علایق در گسل هرکه چون من رستگاری از دو کیهان بایدش

💡 راست شد دل با رضای یار و، رست از هجر و وصل آری آری راستی و رستگاری گفته‌اند

💡 امید رستگاری نیست بی افتادگی، اما کسی کز طاق دل افتاد هرگز برنمی خیزد

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز