رخت برداشتن

لغت نامه دهخدا

رخت برداشتن. [ رَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) جمع کردن اسباب و اثاث. برداشتن لباس و وسایل: برخاستم و به مدرسه شدم تا رختهابردارم و پیش شیخ آیم. ( اسرارالتوحید ص 99 ). او را همچنان خفته بگذاریم و رخت برداریم. ( گلستان ). رخت برداشتند و جوان را خفته بگذاشتند. ( گلستان ). || کوچ کردن و رحلت نمودن. ( ناظم الاطباء ). رفتن.
- رخت از ( ز ) جایی برداشتن؛ ترک آنجا گفتن:
ز منزل دلت این خوب و پرهنرسفری
بدان که روزی ناگاه رخت بردارد.ناصرخسرو.بر تن هرکه رفت پیکانش
رخت برداشت از تنش جانش.نظامی.تماشاروان باغ بگذاشته
مغان از چمن رخت برداشته.نظامی.آهی زد و راه کوه برداشت
رخت خود از آن گروه برداشت.نظامی.ترک سودای خام کن خسرو
که وفا رخت از این جهان برداشت.امیرخسرو دهلوی.

فرهنگ فارسی

جمع کردن اسباب و اثاث یا کوچ کردن و رحلت نمودن.

جمله سازی با رخت برداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معنايى كه از كشيدن گردن در ركوع بايد به قلب خطور كند، اين است كه در ايمان بهخدا استوارم، اگر چه گردنم زده شود و معناى سر برداشتن از ركوع و گفتن (سمعالله لمن حمده )اين است كه حمد و ثنايم را مى شنود، آن خدايى كه مرا از نيستى و عدمبه وجود آورده است.

💡 آيا غيبت امام و چشم به ظهور او داشتن، مى تواند مجوز برداشتن تكليف در بخشى از احكامدينى باشد؟

💡 کلسی علاوه برداشتن دو خانه در منطقه کلان‌شهری کانزاس‌سیتی، یک آپارتمان در اورلاندو، فلوریدا نیز دارد. او به جمع‌آوری اتومبیل‌ها علاقه دارد.

💡 او عرض كرد: اين صفت در من هست، خدا را برداشتن چنين نعمتى سپاس ‍ مى گويم، و ازدرگاهش مى خواهم، تا خصال نيكى كه ندارم به من بدهد.

💡 ری در صحنه‌های پایانی فیلم با کایلو رن روبرو می‌شود و در آنجا با شمشیر نوری به دوئل می‌پردازند. این مبارزه به دلیل ترک برداشتن زمین و جدا شدن مبارزان از هم بی‌نتیجه می‌ماند.

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز