لغت نامه دهخدا
رجزگویان.[ رَ ج َ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) صفت حالیه، در حال گفتن رجز. در حال خواندن شعر رجز: اشعریان به حضرت رسول آمدند شهقه زنان و رجزگویان بدین عبارت:
غذاً نلقی الاحبه محمداً و حزبه.
( از ترجمه تاریخ قم ص 274 ).
رجزگویان.[ رَ ج َ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) صفت حالیه، در حال گفتن رجز. در حال خواندن شعر رجز: اشعریان به حضرت رسول آمدند شهقه زنان و رجزگویان بدین عبارت:
غذاً نلقی الاحبه محمداً و حزبه.
( از ترجمه تاریخ قم ص 274 ).
صفت حالیه در حال گفتن رجز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیم ملی فوتبال گویان فرانسه نمایندهٔ کشور گویان فرانسه در مسابقات بینالمللی است که زیر نظر فدراسیون فوتبال گویان فرانسه فعالیت میکند.
💡 حزب آزادی و عدالت، جنبش نو و گویان جدید و متحد با هم به توافق رسیدند تا لیستهای خود را برای تعیین کرسیهای مجلس ادغام کنند.
💡 طوق منت یابم اندر حلق حق گویان دین خواب غفلت بینم اندر چشم بیداران همه
💡 یک روز غزل گویان والله سپارم جان زیرا که چو مو شد جان از بس که همیمویم
💡 نزدیک به ۴۰٪ خودکشها در گویان با آفتکش خود را مسموم میکنند.
💡 چنین گویان همی گشت اندران باغ دو دیده پر زخون و دل پر از داغ