رای فرمایی

لغت نامه دهخدا

رای فرمایی. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) عمل رای فرمای. اظهار نظر. بیان عقیده. رای زنی:
برِ من آمد دی آن دو چشم بینایی
زبهر جستن تدبیر و رای فرمایی.سوزنی.

فرهنگ فارسی

عمل رای فرمای. اظهار نظر

جمله سازی با رای فرمایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگفتا یک دو ساغر خورد باید بگفتا هر چه فرمایی تو شاید

💡 هم بجای آرد ار تو فرمایی باز را دایگیّ بچّه خاد

💡 بر وعده مرا شکیب فرمایی تا کی کنم ای صنم شکیبایی

💡 آنچه گویی آنچه فرمایی به جان و دل همه بنده ی حکم تو و محکوم فرمان تواند

💡 مرا توبه فرمایی ای خودپرست تو را توبه زین گفت اولی ترست

💡 نشسته ام مترصّد به کنج تنهایی بدان امید که تشریف وصل فرمایی

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز