رامش انگیز

لغت نامه دهخدا

رامش انگیز. [ م ِ اَ ] ( نف مرکب ) انگیزنده رامش. طرب انگیز. شادی آور. لذت بخش. فرح انگیز:
نواهایی بدینسان رامش انگیز
همی زد باربد در بزم پرویز.نظامی.خوانی غزلی دو رامش انگیز
بازار گذشته را کنی تیز.نظامی.

فرهنگ فارسی

انگیزند. رامش. طرب انگیز. شادی آور.

جمله سازی با رامش انگیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عقل را جادوی بابل کند از غایت شوق عشق هر نکته که از لعل تو انگیز کند

💡 کو چون نوای نایره انگیز فاطمه از نوحه صحن غمکده را نینوا کنند

💡 دیگر حدیث کوثر و سرچشمه ی حیات مشنو که باده ی طرب انگیز خوشترست

💡 روییست چو ماه عنبرآمیز او را زلفیست چو مار فتنه انگیز او را

💡 با یکی ناله لرزنده وحشت انگیز گفت ای خفته بیگانه از اینجا برخیز

💡 جهان چون غمزه ساقی است خونریز زمان چون چشم شاهد فتنه انگیز

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز