راستی پذیر
مترادفها
راستگو، صادق، حقیقتگو
متضادها
دروغگو، کذبگوی
لغت نامه دهخدا
راستی پذیر. [ پ َ ] ( نف مرکب ) این کلمه را در مقابل لغت رِکتی فیابل پذیرفته اند. ( مجموعه اصطلاحات علمی ج 1 ص 16 ).
فرهنگ فارسی
این کلمه را در مقابل لغت رکتی فیابل پذیرفته اند.
جمله سازی با راستی پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آمل به راستی شهری عالی و وسیع بود. سکنه شهر مردمانی آبرومند و محترم بودند.
💡 راستی دانایی هر چیز بیش از آدمی است کیست آن کوچند و چون با مردم دانا کند
💡 برای اطلاعات بیشتر در مورد قواعد این گویش، ساختار جملات این گویش و نحوه صرف افعال میتوان به کتاب «گویش بهبهانی» نوشته «امین راستی بهبهانی» که اولین کتاب موجود در این زمینه است، رجوع کرد.
💡 حزب ناسیونال دموکرات حزبی سیاسی و دست راستی بود که پیش از جنگ جهانی دوم در لهستان فعالیت میکرد. رومن دمووسکی از مؤسسان این حزب بود.
💡 کج است طور بنای عالم تو نیز سرکن بهکجادایی که شهرت وضع راستیها چو حلقهات بر سنان نگیرد
💡 آنچه از پسِ این عنوان برمی آید، به راستی، چیرگی و تَردستیِ نقّاش است؛ و اگر خوب بنگریم، تعارضِ تلخ و دلنشینی در این عنوان و اثر هست که عمیقاً انسانی است.
💡 او فردی بسیار منصف و راستی پذیر است که همیشه سعی میکند با توجه به حقایق موجود، تصمیمات عادلانه و درست بگیرد.
💡 جامعهای که افراد آن راستی پذیر باشند، در برابر فساد و دروغ بسیار مقاومتر بوده و پیشرفت بیشتری را تجربه خواهد کرد.
💡 یک قاضی باید همواره با روحیه راستی پذیر و بیطرفانه، به بررسی ادله و مستندات موجود در پروندههای مختلف بپردازد.