لغت نامه دهخدا
عقل پذیر. [ ع َ پ َ ] ( ن مف مرکب ) عقل پذیرنده. آنچه عقل آن را بپذیرد: این معنی عقل پذیر نیست، یعنی عقل از قبول معنی آن ابا دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
عقل پذیر. [ ع َ پ َ ] ( ن مف مرکب ) عقل پذیرنده. آنچه عقل آن را بپذیرد: این معنی عقل پذیر نیست، یعنی عقل از قبول معنی آن ابا دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
عقل پذیرنده آنچه عقل آنرا بپذیرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رگ در بدنم بس که شد آرام پذیر پیداست ز روی پوست چون موج حریر
💡 گر نیست تخم سوخته نشو ونما پذیر چون دربهار شورش سوداست بیشتر؟
💡 ای نفس شرف پذیر هان و هان خود را ز شمار هر خسی مشمر
💡 مظاهر ز مطلق تعین پذیر به دیدار از آن قید بالا و زیر
💡 آیینه شکسته تجلی پذیر نیست دل را عبث برابر جانانه برده ایم
💡 ز دست کسی طعمهٔ خود مگیر نکو باش و پند نکویان پذیر