عقل پذیر
مترادفها
منطقی، معقول، عاقلانه
متضادها
غیرعقلی، بیمنطق، غیرمنطقی
لغت نامه دهخدا
عقل پذیر. [ ع َ پ َ ] ( ن مف مرکب ) عقل پذیرنده. آنچه عقل آن را بپذیرد: این معنی عقل پذیر نیست، یعنی عقل از قبول معنی آن ابا دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
عقل پذیرنده آنچه عقل آنرا بپذیرد
جمله سازی با عقل پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رگ در بدنم بس که شد آرام پذیر پیداست ز روی پوست چون موج حریر
💡 گر نیست تخم سوخته نشو ونما پذیر چون دربهار شورش سوداست بیشتر؟
💡 ای نفس شرف پذیر هان و هان خود را ز شمار هر خسی مشمر
💡 مظاهر ز مطلق تعین پذیر به دیدار از آن قید بالا و زیر
💡 آیینه شکسته تجلی پذیر نیست دل را عبث برابر جانانه برده ایم
💡 ز دست کسی طعمهٔ خود مگیر نکو باش و پند نکویان پذیر
💡 هرچند تصمیم او در ابتدا بسیار عجیب به نظر میرسید، اما پس از بررسی دقیق تمام جزئیات و شواهد موجود، مشخص شد که انتخاب او کاملاً عقل پذیر است.
💡 در جلسات مدیریت شرکت، همیشه سعی میکنیم راهکارهای عقل پذیر و منطقی را جایگزین تصمیمات احساسی و هیجانی کنیم تا از ضررهای مالی احتمالی جلوگیری شود.
💡 ارائه استدلالهای عقل پذیر و مستدل در دادگاه میتواند تأثیر بسیار زیادی بر قاضی داشته باشد و در نتیجه روند رسیدگی به پرونده را به نفع موکل تغییر دهد.