راد گند

لغت نامه دهخدا

رادگند. [ دِ گ ُ ] ( اِخ ) سنت. نام ملکه فرانسه. وی در حدود سال 520 م. در تورن تولد یافت و در سال 587 م. در پواتیه مرد. هنوز بسن ده سالگی نرسیده بود که کلوتر اول پادشاه فرانسه، برتر پدر او را که پادشاه تورن بود و دو عمویش را کشت و او را نیز به اسیری برد.

فرهنگ فارسی

نام ملکه فرانسه.

جمله سازی با راد گند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که گیتی نماند به کس جاودان همان به که رادی بود در میان

💡 ای مهر شهریاری چون مهر نوربخش وی آسمان رادی چون آسمان ببار

💡 ای به حری به هر زبان ممدوح وی به رادی به هر مکان مخدوم

💡 بداند جهاندار خسرونژاد خردمند با سنگ و فرهنگ و راد

💡 چو بشنید پیران فرامرز راد فرود آمد و خاک را بوسه داد

💡 کف کافیش که خرمدل ازو رادان باد چون ابر گهربار به آزادان

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز