لغت نامه دهخدا
رائی ناک. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بم پشت شهرستان سراوان در 570 هزارگزی جنوب خاوری سراوان و 9 هزارگزی جنوب راه فرعی سراوان به کوهک. سکنه آن 40 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
رائی ناک. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بم پشت شهرستان سراوان در 570 هزارگزی جنوب خاوری سراوان و 9 هزارگزی جنوب راه فرعی سراوان به کوهک. سکنه آن 40 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکیست از دهستان بم پشت شهرستان سراوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر این زیبا جهان خرم اندر بران چندانکه داری کام و رائی
💡 زدم ز دانش رائی و گر نخواهی تو نکو برآیدت این شغل و کار از آتش و آب
💡 در وصف علی که هر که رائی دارد کفر است خدائی که خدائی دارد
💡 مقصود دل ما همه مقصود دل توست رائی که بر آنی تو بر آنست دل ما
💡 در ستم چو بیمار و زنده چو مرده ز پژمرده روئی و گردنده رائی