لغت نامه دهخدا
دیر اشمونی. [ دَ رِ اَ ] ( اِخ ) دیری است منسوب به زنی بنام اشمون که این دیر بنام وی ساخته شده و در آن مدفون گردیده است و در قطربل یکی از تفرجگاههای بغداد واقع است. ( از معجم البلدان ).
دیر اشمونی. [ دَ رِ اَ ] ( اِخ ) دیری است منسوب به زنی بنام اشمون که این دیر بنام وی ساخته شده و در آن مدفون گردیده است و در قطربل یکی از تفرجگاههای بغداد واقع است. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمل امشب دیر می جنبد حدی آغاز کن
💡 چو انباز او گشت با او براز ببود آن شب تیره دیر و دراز
💡 خدایا من درین دیر تحیر چو آن پیرم تهی دست و دلی پر
💡 ایزدش عز این جهانی داد مدتی دیر زندگانی داد