لغت نامه دهخدا
دلی رنگل. [ دِ رِ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رستم بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دلی رنگل. [ دِ رِ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رستم بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
💡 روز چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۹ یازده فروند قایق سپاه پاسداران چندین بار به ناو یواساس لوئیس بی. پولر، پاول همیلتون، فایربولت، سیروکو، رنگل و مائوئی که در حال مانور بودند، نزدیک شدهاند. کشتیهای آمریکایی از طریق ارتباطات رادیویی و به صدا درآوردن آژیرهای هشدار هشدارهای متعددی را به شناورهای ایرانی داده و این کار قایقهای سپاه را خطرناک و تحریک کننده خواندند. سپاه پاسداران این اقدام خود را پیام قاطع نامیدند.
💡 بروکس از جمله پنج دموکراتی بود که به هر پنج مادهٔ استیضاح که به کمیتهٔ قضائی ارائه شده بود، رای دادند. سایر اعضای کمیته عبارت بودند از: رابرت کاستنمایر، دان ادواردز، جان کانیرز، باربارا جردن، چارلز رنگل، الیزابت هولتزمن و ادوارد مزوینسکی.