دله دزد.[ دَ ل َ / ل ِ دُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) در اصطلاح عامیانه، آنکه چیزهای کم ارز دزدد. آنکه چیزهای کم بها دزدد. آنکه دزدیهای خرد و ناچیز کند. دزد چیزهای کم ارز.( یادداشت مرحوم دهخدا ). نظیر آفتابه دزد و مانند آن،دزدی که به چیزهای کوچک خاصه خوراکیهای مختصر و ارزان بها و غیره قانع باشد. ( از فرهنگ لغات عامیانه ).
( ~. دُ )(ص مر. ) دزد چیزهای بی - ارزش و کم بها.
آن که در هرجا هرچیز کم بها که بیابد بدزدد.
( صفت ) دزدی که چیزهای کم اهمیت دزدد.
دزد چیزهای بی - ارزش و کم بها.
💡 سمور یا دله سرده ای در تیره راسویان است.سمورها جانورانی چابک هستند و بیشتر گونههای آنها برای زندگی در جنگلهای تانیای نیمکره شمالی سازگاری یافتهاند.
💡 بی خبر افتاده در آن کوست دل این قدر از دله خبری یافتم
💡 ای یک دله صد دله دل یک دله کن مهر دگران را ز دل خود یله کن
💡 همیشه تا به صورت یوز دیگر باشد از آهو همیشه تا به قوت شیر برتر باشد از دله
💡 شهرهای وارندورف و کاستیلیونه دله استیویره خواهرخواندههای بارنتان هستند.