لغت نامه دهخدا
دشوارزاینده. [ دُش ْ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دشوارزای. زنی که به دشواری میزاید. معضَّل. ( منتهی الارب ). و رجوع به دشوارزای شود.
دشوارزاینده. [ دُش ْ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دشوارزای. زنی که به دشواری میزاید. معضَّل. ( منتهی الارب ). و رجوع به دشوارزای شود.
دشوار زای.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گلشن پر از شاهد شود هم پوستین کاسد شود زاینده و والد شود دور زمان دور زمان
💡 زاینده ایست بر سرپا با خروش و بانگ وانگه چه طرفه آنکه همه دختر آورد
💡 به دلیل تداوم برداشت بیرویه حوزه آبریز زاینده رود، کمتر از ۱۰ سال دیگر اصفهان قابل سکونت نخواهد بود.
💡 زیرا که نزادهاست شما را کس و هموار بر خاک همی زادهٔ زاینده بزائید
💡 رودخانهٔ زاینده رود اصفهان را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم میکند؛
💡 شهردرچه درکنار شهرابریشم، کوه آتشگاه و ساحل زاینده رود قراردارد.جمعیت این شهر بیش از ۵۰۰۰۰ نفر است.