دریجه کان

لغت نامه دهخدا

دریجه کان. [ دَ ج َ ] ( اِخ ) دریجق که قریه ای است. ( از الانساب سمعانی ). رجوع به دریجق شود.

فرهنگ فارسی

دریجق که قریه ایست

جمله سازی با دریجه کان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه کنم به کار کردگار؟ / خدا دونه خجیجه/ رسیده به ئی دریجه (طعنه به آدم تازه به دوران رسیده‌ای که کم ظرفیت است)

💡 بعد از سقوط از قدرت، امپراتریس وانگ و بانو شیائو به زندان انداخته می شوند، این زندان یک اتاق بسیار کوچک بود که فقط یک دریجه بسیار کوچک در آن وجود داشت و فقط از آن هوا جریان داشت و برای دریافت غذا از آن استفاده می کردند و شش روز بعد امپراتور گائوزونگ بانو وو را در مقام ملکه قرار داد، اما امپراتور گائوزونگ خیلی زود بعد از آن یک روز که به فکر وانگ و شیائو بود تصمیم گرفت به ملاقاتشان برود، هنگامی که او شرایطی را که در آنجا بود، دید، خیلی ناراحت شد و صدا زد: "ملکه، شوفی [عنوان بانو شیائو]، کجا هستید؟" ملکه وانگ، تلخ گریه کرد و پاسخ داد: "سرورم ما اینجا هستیم در این تاریکی بی انتها و ما مقصر شناخته شدیم و به عنوان خدمتکاران خیانتکار شناخته می شویم.

سود یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز