بریده دست
دستی که قطع شده باشد یا بخشی از آن از بدن جدا شده باشد. همچنین میتواند بهصورت توصیفی برای چیزی که «دستش بریده شده» یا دچار قطع عضو شده به کار برود.
مترادفها
دست بریده
جمله سازی با بریده دست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از یک حادثه ناگوار در کارگاه نجاری، با یک بریده دست و زخمهای شدید به بخش اورژانس بیمارستان منتقل شد تا مداوا شود.
💡 پزشک متخصص پس از معاینه دقیق، اعلام کرد که وضعیت فرد با آن بریده دست بسیار وخیم است و نیاز به جراحی فوری دارد.
💡 در داستانهای قدیمی، قهرمانان داستان اغلب پس از مبارزات سخت و طاقتفرسا با وضعیت جسمانی آسیبدیده و حتی بریده دست از میدان نبرد خارج میشدند.