دانه داغی

لغت نامه دهخدا

دانه داغی. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) سیاه زخم.

فرهنگ فارسی

سیاه زخم

جمله سازی با دانه داغی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نیم جو نخرد خرمن فلک صائب ز عقده دل خود هر که ساخت دانه خویش

💡 به صحرای امل دانه چه کاری که آن دشت است و آن بادگداری

💡 گیریم تا ز سفره افلاک توشه‌ای چون دانه خرد در دل این آسیا شدیم

💡 روزی برق است خرمنی چو صبحش حاجت موری به یک دو دانه برآرد

💡 دل مستمند و حیران بهوای آب و دانه زحرم سرای شاهی بخرابه کرده خانه

💡 ز دانه‌های دهان تو در دهانهٔ لعل در اندرون صدف لؤلؤ خوشاب خجل

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز