دامکش خون

لغت نامه دهخدا

دامکش خون. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان زنجان. واقع در 36هزارگزی شمال خاوری زنجان. کوهستانی و سردسیر و دارای 126 تن سکنه است. آب آن از چشمه و قنات است و محصول آن غلات. شغل مردم آنجا زراعت و گلیم و جاجیم بافی است و راهش مالرو. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان زنجان

جمله سازی با دامکش خون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خون میچکد چو تاک ز مد نگاه من گویا ز چشمه سار رخت آب میخورد

💡 به جان من که خون این برادر ز خون گربه‌ای بر من سبکتر

💡 عالم بی‌مطلبی عرصهٔ پرخاش کیست نیست روان خون زخم جزعرق ازجنگ ما

💡 نه بس چندین که خون خوردیم از تو که دایم صاحب دردیم ازتو

💡 برون بر ازین چشم پر خون من که از خون چرا آستانت تر است

💡 زین سوی شه ز خون جگر گشته سرخ‌روی زآن سوی مانده خصم سیه‌کار روسیاه

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز