خیمه ٔ چهارطناب

لغت نامه دهخدا

خیمه چهارطناب. [ خ َ / خ ِ م َ/ م ِ ی ِ چ َ / چ ِ طَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از عالم عناصر. کنایه از عالم چهارعنصر:
ز آنکه مدهوش گشته اند همه
اندرین خیمه چهار طناب.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

کنایه از عالم عناصر کنایه از عالم چهار عنصر.

جمله سازی با خیمه ٔ چهارطناب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیامد دمان تا بدان جا رسید بدان خیمه با ساز زر بنگرید

💡 تا ما بهفت ماه دگر خیمه ها زنیم پیش سرای پرده تو گرد قیروان

💡 چه آتشی ست که دل های خلق کرده کباب مگر که شعلهٔ آتش، به خیمه هاست هنوز

💡 سراسر در و دشت و دریا کنار سراپرده و خیمه زد نامدار

💡 درون خانه خزان و بهار یکرنگ است ز خویش خیمه برون زن بهار را دریاب

💡 ساحت خیمه لیلی همه بر مجنون بود من گمانم که باین کار مرا تنها برد