خون باطل شدن

لغت نامه دهخدا

خون باطل شدن. [ طِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) از بین رفتن خون کسی. هدر رفتن خون کسی. بدون قصاص ماندن کشته.

فرهنگ فارسی

از بین رفتن خون کسی هدر رفتن خون کسی.

جمله سازی با خون باطل شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حالى كه بعضى ديگر آن را به معنى شادى توام با يكنوع طرب و به كار گرفتننعمتهاى الهى در مسير باطل شمرده اند

💡 آنچه از مجموع كلمات فقهاء و سخنان اهل سنت در اين زمينه مى توان استفاده كرد اين استكه غناء، آهنگهاى طرب انگيز و لهو و باطل است.

💡 هر پارسا را کآن صنم در پیش مسجد بگذرد چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را

💡 مژدهٔ افسون ز هاروتم پریشان تر کند من که باطل نامهٔ سحر و فسونم داده اند

💡 علاّمه گفت: طلاق شما باطل است؛ زيرا شروط آن محقّق نشده است؛ چون يكى از شرايطآن استماع دو نفر عادل است، آيا دو نفر عادل شنيده است ؟.

💡 تا چند بر باطل نهی ایدل مدار خویشتن یکبار خود را یاد کن در روزگار خویشتن

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز