خوشوقت ساختن

لغت نامه دهخدا

خوشوقت ساختن. [ خوَش ْ / خُش ْ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) مسرور کردن. شاد کردن. شادمان نمودن. ( یادداشت مؤلف ). || راضی کردن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مسرور کردن شاد کردن

جمله سازی با خوشوقت ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قمر بسيار خوشوقت است كه پسرش وهب داراى همسرى مهربان و دلير شده و زندگىخوش را در آن صحراى باز با شبها و صبحها و روزهاى شيرينش مى گذرانند...

💡 ز سربازی درین گلشن چنان خوشوقت می گردم که می ریزم چو گل در دامن گلچین زر خود را

💡 مقوقس از حاضر جوابى، و پاسخ شايسته حاطب خوشوقت شد و گفت: تو شخصىدانشمند هستى و از نزد دانشمندى به اينجا آمده اى ! (327)

💡 من اطمينان حاصل كردم كه با او نمى توان صحبتپول كرد و مقام عالى او قابل خريد و فروش نيست و بسيار خوشوقت است كه در اين باببا او صحبت نكنيم.

💡 گر دیگران به وصل تو خوشوقت می شوند صائب دلش خوش است به فکر و خیال تو

💡 بود یعقوب به پیراهن یوسف خوشوقت آن که داده است ز کف دامن فرصت چه کند؟

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز