خوشنود گشتن

لغت نامه دهخدا

خوشنود گشتن. [ خوَش ْ / خُش ْ گ َت َ ] ( مص مرکب ) شاد گشتن. خوشحال گشتن:
ز گفتار او شاه خوشنود گشت
چنان آتش تیز بی دود گشت.فردوسی.از خواجه ابونصر شنودم گفت هرچند حال آلتونتاش بر این جمله بود امیر از وی نیک خوشنود گشت به چندین نصیحت که کرد. ( تاریخ بیهقی ). || راضی گشتن. قانع شدن:
توانگرشود هرکه خوشنود گشت
دل آزرد هم خانه دود گشت.فردوسی.

فرهنگ فارسی

شاد گشتن خوشحال گشتن

جمله سازی با خوشنود گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فاطمه از من است و من از اويم، پدرش فدايش باد، هر كه فاطمه را خوشنود نمايد مراخوشنود كرده، و هر كه او را ناراحت نمايد مرا ناراحت كرده است و....

💡 و بايد بدانى كه خداوند هم اعمال تو را مقبول درگاهش قرار نخواهد داد؛ مگر آن كهابراهيم جمّال از تو راضى و خوشنود گردد.

💡 ابن عباس گويد: از على كه خدا از او خوشنود گردد پرسيدم: چرا در سر آغاز سورهبرائت بسم الله الرحمن الرحيم نوشته نشده است ؟

💡 و از آن جهت كه آن حضرت از هر جهت و هر بابت راضى و خوشنود بقضاء الهى بوده است(راضيه ) ناميده شده است

💡 از آن خوشنود می‌باشم چو فیض از گفتهای خود که حرف اوست کان بر خویشتن بندم خوشا حالم

💡 به مردی شادمان کردی روان میر غازی را بدنی خوشنود کردستی نظام دین تازی را

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز