خوش محاوره

لغت نامه دهخدا

خوش محاوره. [ خوَش ْ / خُش ْ م ُ وَ / وِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) خوش گفت و شنود. خوش صحبت. خوش اختلاط: و ابوعلی محمد مردی فاضل بوده است و بغایت پرهیزگار و خوش محاوره و خوش منظر و فصیح... و دانا و عاقل. ( تاریخ قم ص 217 ).

فرهنگ فارسی

خوش گفت و شنود خوش صحبت

جمله سازی با خوش محاوره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دریاچه (به تاجیکی: کول) محدودهٔ آبی بزرگی است که به آب‌های آزاد راهی ندارد (دریاچه بزرگ‌تر از آبگیر است). بعضی از دریاچه‌ها مانند دریاچه کاسپین به اندازه‌ای بزرگ هستند که در صحبت محاوره از آن‌ها به عنوان دریا نام برده می‌شود. دریاچه‌ها همانند رودها جاری نمی‌شوند و ساکن هستند. بیشتر دریاچه‌ها دارای آب شیرین هستند و اکثر آن‌ها در نیمکرهٔ شمالی زمین هستند.

💡 از نظر فرهنگی، مخفف PMS در کشورهای انگلیسی زبان بسیار شناخته شده می‌باشد و به مشکلات مرتبط با قاعدگی اشاره می‌کند، و این مخفف بدون توجه به تعریف پزشکی آن، به‌طور گسترده‌ای در گفتگوهای محاوره‌ای و عادی استفاده می‌شود. در این موارد، علائم به ندرت بدون استفاده از مخفف بیان می‌شوند، و اشاره به معنی ضمنی آن بیشتر از تعریف بالینی آن مورد توجه است.

💡 موزه دیگری که تلفیق زیبای زندگی غرب و شرق را به نمایش گذاشته‌است، موزه ملی عرب – آمریکاست و همچنین اولین مؤسسه ملی در زمینه جمع‌آوری داستان‌های مشترک عرب و آمریکاست که همراه بسیاری از برنامه‌های مرتبط از جمله زبانشناسی در زبان محاوره‌ای این دسته مردم به نمایش می‌گذارد.

💡 چون به دیوان رسیدی سوار دو هزار شده بودی، پس به دیوان تا نماز پیشین بماندی و چون بازگشتی به خوان آمدی، جماعتی با او نان بخوردندی، پس به قیلوله مشغول شدی و چون برخاستی نماز بکردی و پیش شاهنشاه شدی و تا نماز دیگر پیش او مفاوضه و محاوره بودی میان ایشان در مهمات ملک، دو تن بودند که هرگز ثالثی نبودی.