لغت نامه دهخدا
خوارکاره. [ خوا / خا رَ / رِ ] ( ص مرکب ) دشنام دهنده. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ).
خوارکاره. [ خوا / خا رَ / رِ ] ( ص مرکب ) دشنام دهنده. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ).
دشنام دهنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خداوند خلافت را به وسيله پرچمهاى سياهى كه از مشرق مى آيد از آنان (بنى اميه ) خارجكرده و آنان را به وسيله اينها خوار مى نمايد و زير هر سنگى كه باشند بهقتل مى رسند...(255)
💡 تو در سرای خویش بمان بر هوای خویش ساغر به دست و خرم و خندان و شاد خوار
💡 و نيز فرمود: و بعضى از مردم كسانى هستند كه لهو الحديث را (چيزى است كه آدمى را ازهدف دور مى سازد) مى خرند تا مردم را بدون علم از راه خدا گمراه سازند. و قرآن را بهمسخره گيرند. براى چنين افرادى عذاب خوار كننده مى باشد. (46)
💡 مهمان عزیزست به بستان بخرام بیچاره ببین چگونه خوار افتاده
💡 خوار و پامال تر از سایهٔ افتاده منم از کنارم اگر آن سرو روان برخیزد
💡 ((هفت آسمان را بر روى يكديگر آفريد. در آفرينش خداى رحمان هيچ تفاوت (اختلاف وبى نظمى ) نمى بينى؛ پس بار ديگر ديده بگردان آيا هيچ شكافى(خلل و نقصى ) مى بينى ؟ باز هم بارها ديده بگردان تا ديده ات خوار و فرومانده بهسويت بازگردد (بى آنكه عيب و نقصى در آسمانها بيايد)). (594)