خنده ٔ خوش

لغت نامه دهخدا

خنده خوش. [ خ َ دَ / دِ ی ِ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خنده شیرین. خنده شکرین:
خنده خوش زآن نزدی شکرش
تا نبردآب صدف گوهرش.نظامی.

فرهنگ فارسی

خنده شیرین خنده شکرین

جمله سازی با خنده ٔ خوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صائب به خنده هر که درین باغ لب گشود چون گل به خاک با دل صد چاک می رود

💡 شد به بوسی ز لبت خنده چو خسرو جاوید کز لطافت لب شیرین تو جانی دگر است

💡 هر بار كه دوربين به طرف چشم حمزه نشانه مى رود شليك خنده از هم شاگردى هاى حمزهكه نوعا كم سن و سالند، بلند مى شود.

💡 در لاف حلقه ر‌با مزن به ترانه‌های بیان‌کج که مباد خنده‌نما شود لب دعویت ز زبان‌ کج

💡 خنده از گل جلوه از سرو خرامان تازه تر خوش به سامان می رسد سیر گلستان تازه تر

💡 شنیدن صدای خنده ٔ خوش او در میان جمع، باعث شد که تمام خستگی‌های ناشی از کار طولانی در یک لحظه از تن من خارج شود.

💡 او با آن خنده ٔ خوش و چهره‌ای آرام، توانست به راحتی اعتماد تمام حاضران در آن مهمانی بزرگ و شلوغ را به خود جلب نماید.

💡 همیشه پس از یک روز بسیار سخت کاری، خنده ٔ خوش فرزندان در خانه می‌تواند بهترین درمان برای رفع استرس و تنش‌های روحی باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران