لغت نامه دهخدا
خلال الدار. [ خ ِ لُدْ دا ] ( ع اِ مرکب ) گرداگرد حدود خانه و مابین رخوت خانه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
خلال الدار. [ خ ِ لُدْ دا ] ( ع اِ مرکب ) گرداگرد حدود خانه و مابین رخوت خانه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
گردا گرد حدود خانه و ما بین رخوت خانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون «سوداالوجه فی الدارین » حاصل کرده ای گنج قارون داری و ملک سلیمان، غم مخور
💡 شهودالحق فی الکونین یک نکته ز مضمونش سوادالوجه فی الدارین یک نقطه ز عنوانش
💡 و قـال مـوسـى ربـى اءعـلم بـمـن جاء بالهدى من عنده و من تكون له عاقبة الدار انه لا يفلحالظالمون(37)
💡 واقف سر «سواد الوجه فی الدارین » هست هر که این معنی بجست از ابجد آن زلف و خال
💡 و ما هذه الحياة الالهو و لعب و ان الدار الاخرة لحيوان لو كانوا يعلمون (7)
💡 و ماهذه الحيوة الدنيا الا لهو و لعب و ان الدار، الاخرة لهى الحيوان لوكانوا يعلمون (269)