لغت نامه دهخدا
خفیر شدن. [ خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نگهبان شدن. قلاووز شدن. بدرقه راه شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ). خفارة. ( تاج المصادر بیهقی ).
خفیر شدن. [ خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نگهبان شدن. قلاووز شدن. بدرقه راه شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ). خفارة. ( تاج المصادر بیهقی ).
نگهبان شدن قلاووز شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون خدا فرمود ره را راه من این خفیر از چیست و آن یک راهزن
💡 نشنیدی که شاه جمله رسل مهدی و هادی و خفیر سبل
💡 بهتر رهی بگیر که دو راه پیش توست سوی بهینه راه طلب کن یکی خفیر
💡 چون سکندر با حکیم و با خفیر ماند اندر غار تاریکی اسیر