لغت نامه دهخدا
خسران دیده. [ خ ُ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) زیان دیده. ضرررسیده. ضررخورده. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خسران دیده. [ خ ُ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) زیان دیده. ضرررسیده. ضررخورده. ( یادداشت بخط مؤلف ).
زیان دیده ضرر رسیده
💡 ای خداوند خداوندان ملک و سروری سروری و ملک بی تدبیر تو خسران شود
💡 سوزیان تو را باشد، ورنه پاک یزدان را نز سعادتت سودی است، نز شقاوتت خسران
💡 دل شد چو غمت را جا سر رفت درین سودا آن سود بدین خسران یعنی بنمی ارزد؟
💡 در حقيقت جمله اخير، شبيه پاسخ سؤ ال مقدرى است، گويا كسى مى پرسد بالاخره پايانكار آنها به كجا خواهد رسيد! در جوابشان گفته مى شود، اعمالشان به كلى بر بادرفت و خسران و زيان دامنگيرشان شد.
💡 در تـفـسـيـر آيه كريمه مذكور كه فارسى آن اين است كه:جـز ايـن نـيست كه شماره كرده ايم براى آنها شماره كردنىفرمودند: مراد نفسهاى انسانى است كه هر كس آنها را در غيرطاعت خدا صرف كرده باشد به خسران و زيان افتاده است.
💡 و به هر حال (كفرشان چيزى جز زيان و خسران به آنان نمى افزايد) (و لا يزيدالكافرين كفرهم الا خسارا).