لغت نامه دهخدا
خسربره. [ خ ُ س ُ ب َرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) برادرزن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خسربره. [ خ ُ س ُ ب َرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) برادرزن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
برادر زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من قرء القرآن يخضع ولم يرقّ قلبه ولم ينشاء حزنا و وجلا فى سرّه فقداستهان بعظيم شاءن اللّه و خسر خسرانا مبينا
💡 82 - قـرآن را نـازل مـيـكنيم كه شفا و رحمت براى مؤ منان است و ستمگران را جز خسران (وزيان ) نميافزايد.
💡 1 - (به دنبال اين نوميدى و خسران و يا بهدنبال چنين كسى جهنم و آتش سوزان خواهد بود) (من ورائه جهنم ).
💡 ولى سـتـمگران (مانند هميشه به جاى اينكه از اين وسيله هدايت بهره گيرند) جز خسران وزيان بيشتر چيزى بر آنها نمى افزايد (و لا يزيد الظالمين الا خسارا).
💡 و در آن هنگام كه عذاب الهى دامانشان را فرو گرفت خسران و زيان كافران آشكار شد)(و خسر هنالك الكافرون ).