خریدار گردیدن

لغت نامه دهخدا

خریدار گردیدن. [ خ َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) مایل بخریدن چیزی شدن. خریدار شدن. || طالب شدن. موافق شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مایل بخریدن چیزی شدن خریدار شدن

جمله سازی با خریدار گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از همه خلق من امروز خریدار توام گرچه هستند همه خلق خریدار مرا

💡 سودای خریداری من تا نهد از سر با خواجه بگویید که من بنده ی شاهم

💡 در تموز آن یخک نهاده به پیش      کس خریدار نی و او درویش

💡 ۳۰ مارس ۱۸۶۷ : خریداری آلاسکا از روسیه به قیمت ۷ میلیون دلار

💡 تلویزیون دولتی به مردم هشدار می‌داد که سبزیجات نخورند و قالب‌های یخ موجود در خیابان را خریداری نکنند. همچنین در برخی رستوران‌ها سرو سالادها ممنوع شدند.

💡 متاع کاسدم شیدایی ناز خریداران اگر در کعبه‌ام کفرم اگر در دیر ایمانم

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز