لغت نامه دهخدا
خرگوش ناک. [ خ َ ] ( ص مرکب ) جایی که در آن خرگوش بسیار است: ارض مؤرنبه؛ زمین خرگوش ناک. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرگوش ناک. [ خ َ ] ( ص مرکب ) جایی که در آن خرگوش بسیار است: ارض مؤرنبه؛ زمین خرگوش ناک. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جایی که در آن خرگوش بسیار است ارض مورنبه: زمین خرگوش ناک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی بهزیر خس اندر خزید چون خرگوش یکی به دام غم اندر فتاد چون کفتار
💡 گر ز مردی دم زنم ای شیر مردان مشنوید زانکه چون خرگوش گاهی ماده و گاهی نرم
💡 سلطان بهرامشاه آنکه بود روز صید کرکس و شیر فلک پشه و خرگوش او
💡 معمولاً خرگوشها را به سه دسته اصلی نژادی طبقهبندی میکنند: که یکی از آنها خرگوش دورف یا خرگوشکوتوله است.
💡 موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمارزين چار چو بگذرى نهنگ آيد و ماروانگاه به اسب و گوسفند است مدارحمدونه و مرغ و سگ و خوك آخر كار(155) لف و نشر مرتب
💡 تو چو خرگوش چه مشغول شدهستی به گیا نه به سر برت عقاب است و به گرد تو کلاب؟