لغت نامه دهخدا
خرک کتف. [ خ َ رَ ک ِ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شاید دنباله ترقوه. ( یادداشت بخط مؤلف ): بعضی از اوتار عضلهاء روی از چنبر گردن رُسته باشد و بعضی از سر استخوان سینه و بعضی سینه و بعضی از خرک کتف. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
خرک کتف. [ خ َ رَ ک ِ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شاید دنباله ترقوه. ( یادداشت بخط مؤلف ): بعضی از اوتار عضلهاء روی از چنبر گردن رُسته باشد و بعضی از سر استخوان سینه و بعضی سینه و بعضی از خرک کتف. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
شاید دنباله ترقوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ثمردشت (تفرش)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تفرش در استان مرکزی ایران است.نام قدیم این روستا خرک بوده است که بعدا به ثمردشت تغییر پیدا کرد
💡 خرکی رأی دادن ممکن است ناشی از رأیگریزی، اعتراض به انتخابات، سختفهم بودن شیوهٔ رأیگیری و... باشد. حتی ممکن است آنچه به نظر رأی خرکی میآید، صرفاً رتبهبندی صادقانه، آگاهانه و واقعی رأیدهنده بوده باشد.
💡 از افتخارات وی میتوان به کسب مدال نقره پرش از خرک و بخش تیمی و مدال برنز دارحلقه در بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۲۸ اشاره کرد.
💡 از افتخارات وی میتوان به کسب مدال برنز پرش از خرک در بازیهای المپیک تابستانی ۲۰۱۶ اشاره کرد.