لغت نامه دهخدا
خرنوب الشوک. [ خ َ بُش ْ ش َ ]( ع اِ مرکب ) خرنوب نبطی. رجوع به خرنوب نبطی شود.
خرنوب الشوک. [ خ َ بُش ْ ش َ ]( ع اِ مرکب ) خرنوب نبطی. رجوع به خرنوب نبطی شود.
رنوب نبطی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و به سندهاى صحيح و حسن از حضرت صادق عليه السلاممنقول است كه: چون بنى اسرائيل معصيت بسيار كردند و تجاوز از امر پروردگار خودنمودند حق تعالى خواست بر ايشان مسلط گرداند كسى را كه ايشان راذليل گرداند و بكشد، پس وحى نمود بسوى حضرت ارميا عليه السلام كه: اى ارميا!بگو بنى اسرائيل را كه چيست آن شهرى كه آن را برگزيده ام از ميان شهرها و در آنشهر درختهاى نيكو كشته ام و از هر درخت غريب زبونى آن را پاك كرده ام، پس متغير شداحوال آن شهر و به عوض درختهاى نيكو درخت خرنوب كه زبون ترين درختها است از آنشهر روئيد؟
💡 و به سند صحيح از حضرت صادق عليه السلاممنقول است كه: حق تعالى پيغمبرى بر بنىاسرائيل مبعوث گردانيد كه او را ارميا مى گفتند، پس وحى كرد بسوى او كه: بگو بنىاسرائيل را كه كدام شهر است كه من آن را اختيار كردم و برگزيدم بر همه شهرها ودرختهاى نيكو در آن كاشتم و از هر درخت بيگانه آن را پاك كردم پس فاسد شد و به جاىدرختان خوش ميوه درخت خرنوب در آن شهر روئيد؟