خرقه ٔ ازرق

لغت نامه دهخدا

خرقه ازرق. [ خ ِ ق َ / ق ِ ی ِ اَ رَ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) خرقه کبودرنگ که صوفیان بر تن می کردند.

جمله سازی با خرقه ٔ ازرق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باطنش درویش و ظاهر پادشاه وقت بود داشت پنهان خرقه در زیر لباس زرنگار

💡 خدای را به می‌ام شست و شوی خرقه کنید که من نمی‌شنوم بویِ خیر از این اوضاع

💡 ده بالای خرقه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد در استان فارس ایران است.

💡 وصفش نتوان گفت،که از دیده نهان شد با خرقه برون رفت و بزنار برآمد

💡 هرچه جز ابن خرقه‌اش که بینی بر تن دوش به یک جرعه باده‌ کرده‌ گروگان

💡 کشد می زیر خرقه شیخ شهر و پاکدامان شد نخورده می اگر عاشق بود بدنام می‌افتد

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز