لغت نامه دهخدا
خرده مروارید. [ خ ُ دَ / دِ م ُرْ ] ( اِ مرکب ) تکه مروارید. مروارید خرده. مقابل مروارید کلان.
خرده مروارید. [ خ ُ دَ / دِ م ُرْ ] ( اِ مرکب ) تکه مروارید. مروارید خرده. مقابل مروارید کلان.
تکه مروارید مروارید خرده مقابل مروارید کلان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتش از دلشان درفشان چون سنان اندر نبرد بر فراز و بر نشیب از دیده مروارید بار
💡 خواجه شهابالدین عبدالله مروارید بیانی در ۹۲۲ ه. ق، بر اثر بیماری آبله درگذشت.
💡 طرح ساحلی مروارید نکا واقع در ۲۵ کیلومتری شهر نکا و در ساحل دریای مازندران قرار دارد.
💡 لب و دندانش را هرکس چو دید از لطف و دلجویی مر این را سِلکِ مروارید و آن را لعل گویا گفت
💡 زمشک و عنبر و یاقوت و لعل و مروارید نهاده بر سر هر شاخگونهگون باری