لغت نامه دهخدا
خرد باریدن. [ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کم کم باریدن. باریدن با قطرات ریز. ارشاش. ( تاج المصادر بیهقی ).
خرد باریدن. [ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کم کم باریدن. باریدن با قطرات ریز. ارشاش. ( تاج المصادر بیهقی ).
کم کم باریدن باریدن با قطرات ریز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فصل ۱۶۵ به فارسی با عنوان «علل باریدن برف و باران» که شامل ۲۰ بخش میباشد.
💡 ز دستش فیض زرباریست پیدا چون علامتها که از باریدن باران بود در ابر بارانی
💡 ما هر دو حریفانیم از صنعتِ باریدن من سیم همی بارم تو مشک همی باری
💡 بارنده یعنی «(ابری) که در حال باریدن است»، ولی باران حالتِ هوا را بیان میدارد.
💡 یار من گر داد من دادست کار من چراست خوردن خون دل و باریدن خون جگر
💡 درفصل زمستان و بعد از باریدن باران رودخانه خریمه جریان مییابد و آب شیرین وصاف وگوارا از وسط این کوههای بلند میگذرد و یک منظره زیبا به معرض تماشا میگذارد ومردم به سوی خود میکشاند.