خراج اباد

لغت نامه دهخدا

( خراج آباد ) خراج آباد.[ خ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت. واقع در 67هزارگزی جنوب سبزواران. سر راه کلاشکرد سبزواران. این ناحیه در جلگه واقع و آب و هوای آن گرمسیری و مالاریایی است. بدانجا 75 تن سکنه زندگی می کنند که فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصولاتش غلات و خرماست. اهالی بکشاورزی گذران می کنند و راه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

( خراج آباد ) دهی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت.

جمله سازی با خراج اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو داد بندگی خداوند خود بده وآنگاه از ملوک جهان می‌ستان خراج

💡 مصلحی کز اثر مصلحتش شاید اگر خسرو هند ستاند ز شه روم خراج

💡 دل آسودگان از دستبرد فتنه آزادست کسی هرگز خراج از ملک بی‌حاصل نمی‌گیرد

💡 که وقتی که از گوهر و تیغ و تاج ز یونان شدی پیش دارا خراج

💡 گفتند: (حاكم اين شهر را ملازم و اعوانى نمى باشد و مقرر است كه تجار، خراج خود رابرداشته به خانه حاكم برند و تسليم او كنند.)

💡 در تاریخ بلعمی از کی‌قباد چنین یاد شده‌است: وی مَلکِی با عدل و داد بود و جهان‌آباد کرد و خراج نستد مگر عُشر. پس نشست به بلخ داشتی، به لبِجیحون بدان حد که میان او بود و میان ترکان.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز