خداگیر شدن
مترادفها
لعنت شدن
لغت نامه دهخدا
خداگیر شدن. [ خ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بعقوبت خدای تعالی گرفتار شدن. بعذاب یا لعن خدا گرفتار گشتن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
میرود سوی تو شانی که گرفتار شود
عنقریب است که وقت است و خداگیر شود.ملا شانی ( از آنندراج ).آنرا که روزگار بگیرد بهر گناه
چون جمع شد گناه خداگیر میشود.صائب ( از آنندراج ).
جمله سازی با خداگیر شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شناسد زمانه همه درد من خداگیر گردد همآورد من
💡 اثر ظلم مگر دامن ظالم گیرد ورنه آن صبر که دارد که خداگیر شود؟
💡 جان را به درد آورد درد تو خداگیر گردد هم آورد تو
💡 چشم دارم که درین هفته خداگیر شود دزد معنی که ازو دست عسس کوتاه است
💡 در فرهنگ عامه، وقتی کسی در حق دیگران بیعدالتی بزرگ انجام میدهد، مردم میگویند که او ممکن است در آینده دچار عواقب سخت شود و خداگیر شدن را تجربه کند.
💡 او پس از آن تصادف، با خود فکر کرد که شاید آن راننده بیمسئولیت به دلیل رفتارش، در زندگی خود با مشکلات بزرگی روبرو و خداگیر شدن را حس کند.
💡 بسیاری از افراد قدیمی معتقد بودند که هر عمل بدی که در پنهانی انجام شود، در نهایت باعث خداگیر شدن فرد و از بین رفتن برکت زندگیاش میشود.