لغت نامه دهخدا
خاک مالی شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بخاک آلوده شدن. مالیده به خاک شدن. مطاوعه خاک مالی کردن.
خاک مالی شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بخاک آلوده شدن. مالیده به خاک شدن. مطاوعه خاک مالی کردن.
بخاک آلوده شدن مالیده بخاک شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوال علمی و مالی ازو هر آنکه کند بر او ز دست و زبانش بود گهر باران
💡 اگر چون حلقه نتوانی که رویی بر درش مالی سری بر پای آن سگ نه که رو بر آستان دارد
💡 راب مالی ریاست گروه بینالمللی بحران را برعهده داشت که برای جلوگیری از جنگ در جهان، کار میکند.
💡 تامین کننده: ئیای۷حامی مالی: آکوا لته، اماسسی کروزس (فقط در مسابقات داخلی)، آمازون (آستین چپ)
💡 در سال ۱۹۲۶ مجلس تصویب کرد که بخش کوچکی از عواید مالیات زمین باید به یک نظام مدارس ابتدایی دولتی اختصاص یابد.
💡 گر زانکه نداری بجهان جاهی و مالی طیره مشو، ای دوست، که خورشید منیری