خان کنده

لغت نامه دهخدا

خان کنده. [ ک َ دَ ] ( اِخ ) نام ناحیتی است واقع بین شوشتر و شیراز. شرف الدین علی یزدی در ظفرنامه آرد: امیرتیمور در سال 795 هَ. ق. از شوشتر به عزم شیراز حرکت کرد پس از گذشت از آب دودانگه به خان کنده آمد و از آنجا به رامهرمز رفت. ( از تاریخ عصر حافظ چ دکتر غنی ج 1 ص 437 ).

جمله سازی با خان کنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دق‌ها در اصطلاح فارسی به زمین‌هایی گفته می‌شود که علف و گیاه در آن نروید و زمینی سخت و کوبیده شده داشته‌باشد که کنده نشود.

💡 در باستان‌شناسی، تَراشه سنگی به ورقه‌ای از سنگ گفته می‌شود که به وسیله ضربه یا فشار از سنگ بزرگ‌تر (سنگ مادر) کنده شده‌باشد.

💡 محتشم زود از ره رنجش بدانش پا کشید ور نه غیرت کنده بود از کین درین ره چاه او

💡 و به زمین‌هایی گفته می‌شود که علف و گیاه در آن نروید و زمینی سخت و کوبیده شده داشته باشد که کنده نشود.

💡 جای نیش تازه ای وا کرده ایم از شوق درد در بیابان طلب خاری گر از پا کنده ایم

💡 دل از یاری او هرکس که بینم کنده و کس را به غیر از خود درین اندیشهٔ باطل نمی‌بینم