لغت نامه دهخدا
خالد بصری. [ ل ِ دِ ب َ ] ( اِخ ) رجوع به خالدبن یزیدبن مسلم بن الننوی البصری، شود.
خالد بصری. [ ل ِ دِ ب َ ] ( اِخ ) رجوع به خالدبن یزیدبن مسلم بن الننوی البصری، شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پدر وی میلیارد سعودی خالد ال سیف مدیر عامل شرکت عربستانی گروه ال سیف است.
💡 آید از گلهاش بوی هذه «جنات عدن » خیزد از مرغانش بانگ «فادخلوها خالدین »
💡 جهاد ایوب (عربی: جهاد خالد أيوب؛ زادهٔ ۳۰ مارس ۱۹۹۵) بازیکن فوتبال اهل لبنان است.
💡 گر باده به کف آری خالد تو نه هشیاری تا پیش نظر داری آن نرگس مستانه
💡 گفت: قصرى و ايوانى كه ساخته بودى به زلزله فرود آمد، و خالد در زير آن بماند.
💡 خالد از وصف تو نام آورئی می خواهد ورنه آیینه خور نیست به صیقل محتاج